بنياد پژوهشهاى قرآنى حوزه و دانشگاه

141

قرآن و طب ( مجموعه مقالات ) ( فارسى )

فرمايان و عمّال مملكت را دارند . شأن عقل ادراك حقايق و تميز خير و شر و قوهء شهوت ، آلت كمال نفس است و تناول غذا و شراب ، تناكح و تناسل در اين قوّه مىگنجد ( اشاره پيامبر گرامى به جايگاه نفس در بين دو پهلو ) . ثمره قوه وهميّه ، فهميدن امور جزئيّه و قوه غضبّيه دفع مضرّت است . اما يكى از اين فرماندهان ، عقل است كه وزير پادشاه ، يعنى روح مىباشد و فرمانده شهوت در تلاش است كه وزير را در انقياد خود قرار دهد . غضب با شرارت و وهم با خدعه و نيرنگ در صدد فريب شاه مملكت يا روح هستند و منشأ نزاع در اين حاكميّت قوّه عاقله است . اين مجموعه قوا ، خاص انسان است و امام على ( ع ) مىفرمايند : خداوند مخصوص گردانيد ملائكه را به عقل ، حيوانات را به شهوت و غضب ، و انسان را مشّرف فرمود به هر چهار قوه و اگر شهوت و غضب را مطيع و منقاد عقل كند افضل از ملائكه است . قوهء عقّليه ادراك كلّيات و قوهء وهمّيه ادراك جزئيّات و چون هر فعلى از بدن صادر شود افعال جزئيّه باشد پس مبدأ تحريك بدن در جزئيّات افعال به فكر و رويّهء ، قوّه وهميّه است و از اين جهت آن را عقل عملى و قوهء عامله نامند و قوهء عاقله ، عقل نظرى است . عمل قوهء شهوت و غضبيّه تحريك بدن و هر دو مبدأ حركتند ، با اين تفسير كه قوه شهويّه ، مبدأ حركت به‌سوى تحصيل امور ملائمه و قوه غضبيّه مبدأ حركت به‌سوى دفع امور غير ملائمه است . پس از تهذيب در قوّه عاقله ، صفت « حكمت » ، در تهذيب قوه شهويّه ( قوه جذب ) ، صفت « عفت » ، در تهذيب قوه غضبيّه ( قوه دفع ) ، صفت « شجاعت » و در تهذيب صفت وهميّه يا قوه عامله ، صفت « عدالت » حاصل شود كه چهار صفت فاضله است كه در مقابل آن چهار صفت رذيله : جهل ، جبن ، شره و جور قرار دارد . لذا سعى در تحصيل چهار صفت كماليه و دفع